تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

186

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

مادامى كه صورت نباشد ماده نمىتواند موجود باشد و صدور آن ، بدون صدور صورت محال است . و همچنين صورت متقوم به ماده است و لذا صورت بدون ماده هم نمىتواند صادر اول باشد . هذا كله در موجودات طبيعى و مادى . و اما چيزى كه مادى نيست اگر مقارن ماده و لواحق ماده باشد نيز نمىتواند صادر اول باشد ؛ زيرا وجود مقارن با ماده است ، بنا بر اين صادر اول بايد مجرد باشد و آن عبارت از عقل اول است . « 1 » اشكال عرفا بر فلاسفه اين است كه به همان بيانى كه اشياء ديگر نمىتوانند صادر اول باشند ، بنا بر عقيدهء فلاسفه ، عقل اول هم نمىتواند صادر اول باشد ؛ چون محدود و صاحب ماهيت است و لذا قابليت و لياقت ندارد از آنچه كه خود تعين و محدوديت ندارد ، صادر گردد . « 2 » يعنى چطور مىشود چيز متعين و محدود بما انّه محدود از صرف الوجود غير متعين كه در صراحت كمال غير محدوديت است صادر گردد ؟ بنا بر اين نمىتوان حدود و ماهيات را به بيان آورد و ماهيات و حدود غير از شوائب و اوهام چيزى نيست و اصلًا تعين و حد در نظام وجود غير قابل تصديق بوده و وجود ماهيات به كلى باطل مىباشد ؛ چنان كه فلاسفه در اول ورود در مباحث كتاب خود مىنويسند : ماهيات موجودات بالعرض بوده و نسبت وجود را به آنها بالعرض مىدانند ؛ زيرا متعلم در اول ورود با امتلاء قلب از تحقق ماهيات و با شيطنت و هم هر چه مىبيند ، تعينات و كثرات و انسان و حيوان و نبات و . . . را مىبيند ، لذا به چنين شخصى كه چشم و گوش و دلش پُر از اباطيل است ، نمىتوان گفت ماهيات موجود نيستند . بنا بر اين : ايشان براى ارفاق به حال متعلمين ، اول بالعرض بر ماهيات اطلاق وجود

--> ( 1 ) - شرح اشارات ، ج 3 ، ص 210 - 211 ؛ اسفار ، ج 7 ، ص 258 - 262 . ( 2 ) - مصباح الانس ، ص 70 .